اخلاق بهعنوان یک اکوسیستم جمعی چارچوبی چندسطحی برای مسئولیت سازمانی
چکیده
مدلهای سنتی
اخلاق سازمانی اغلب بر شخصیت اخلاقی رهبران فردی، بهویژه مدیرعامل تأکید میکنند.
این مقاله با زیر سؤال بردن این پارادایم تقلیلگرا و فردمحور، استدلال میکند که
رفتار اخلاقی در سازمانها ویژگیِ برآمده از یک اکوسیستم پیچیده و چندلایه است. ما
استدلال میکنیم که اخلاق از طریق تعامل پویای بازیگران و نهادها در چهار سطح بههمپیوسته خُرد
(سازمانی)، میانی (صنعتی)، کلان (اجتماعی/محلی) و فراگیر (جهانی) خلق میشود.
با تکیه بر نظریه ذینفعان، نظریه نهادی و اخلاق رفتاری، این مقاله یک چارچوب جامع
را تلفیق میکند که نشان میدهد عمل اخلاقی پایدار مستلزم چیزی فراتر از رهبری
قهرمانانه است؛ این امر نیازمند طراحی و همراستایی عمدی نظامها، هنجارها و
مکانیسمهای حکمرانی در کل این اکوسیستم است. بنابراین، مسئولیت اخلاقی حقیقی یک
دستاورد توزیعشده و جمعی است که رهبری قادر به پیمایش و هماهنگی این لایههای
وابسته به یکدیگر را طلب میکند.
کلیدواژهها:
اخلاق سازمانی، اکوسیستم
اخلاقی، نظریه ذینفعان، نظریه نهادی، تحلیل چندسطحی، مسئولیت اجتماعی شرکتها،
حکمرانی جهانی
مقدمه
روایت مسلط
در ادبیات دانشگاهی و گفتمان عمومی، غالباً روح اخلاقیات یک سازمان را در رهبری
ارشد آن جستجو میکند. مدیرعامل بهعنوان مأمور اخلاقی ارشد نمایش داده میشود که
فضیلت شخصی او ظاهراً تعیینکننده جو اخلاقی سازمان است (براون و همکاران، ۲۰۰۵). اگرچه اهمیت رهبری
انکارناپذیر است، اما این دیدگاه تصویری بهطور انتقادی ناقص ارائه میدهد. این
نگاه، نیروهای ساختاری، اجتماعی و نهادی قدرتمندی را که تصمیمگیری اخلاقی را در
فراسوی دفتر مدیران اجرایی امکانپذیر، محدود و شکل میدهند نادیده میگیرد. این
مقاله ادعا میکند که اخلاق سازمانی یک دستور از بالا به پایین نیست، بلکه
نتیجهای همساخته است که از تعاملات مستمر درون یک اکوسیستم چندذینفعی سر برمیآورد.
تأکید افراطی
بر عاملیت فردی، خطر شکلدهی به یک نظریه «سیب خراب[1]» در مورد شکست اخلاقی را در
پی دارد و «بشکه خراب[2]» - نظامها و بافتهای
معیوبی که قضاوت در غیر این صورت صحیح را خراب میکنند - را پنهان میکند (بازرمن
و تنبرانسل، ۲۰۱۱). در
مقابل، درک اخلاق بهعنوان یک اکوسیستم، کانون توجه را از انتساب تقصیر به طراحی
نظام منتقل میکند. این مقاله یک چارچوب بومشناختی چهارلایه را برای نقشهبرداری
از این عرصه پیچیده توسعه میدهد و نقشهای متمایز و در عین حال بههمپیوسته
بازیگران در سطوح خرد، میانی، کلان و فراگیر را بررسی میکند. هدف ارائه یک لنز کلنگر
به پژوهشگران و دستاندرکاران برای تشخیص چالشهای اخلاقی و طراحی سازمانهای تابآورتر،
پاسخگوتر و از نظر اخلاقی مستحکمتر است.
پایههای نظری: از قهرمان تا زیستگاه
تکامل نظریه
رهبری اخلاقی، این انتقال پیشنهادی از فرد به نظام را بازتاب میدهد. پژوهشهای
اولیه بر ویژگیها و رفتارهای رهبران اخلاقی و تأثیر مستقیم آنها بر پیروان
متمرکز بود (براون و همکاران، ۲۰۰۵). این
یک بنیان مهم در سطح خرد بود. با این حال، دانش متعاقب، محدودیتهای این دیدگاه را
تشخیص داد و بینشهایی از نظریه ذینفعان (فریمن، ۱۹۸۴) را که پاسخگویی یک بنگاه
را فراسوی سهامداران به شبکه گستردهای از گروههای متأثر از اقدامات آن گسترش میدهد،
و نظریه نهادی (اسکات، ۲۰۱۴) که توضیح میدهد چگونه پایههای
تنظیمی، هنجاری و فرهنگی-شناختی در محیط، رفتار سازمانی را شکل میدهند، ادغام کرد.
این نظریهها
بر یک بینش مرکزی همگرا هستند: عمل اخلاقی در بافت جای گرفته است. مدل اکوسیستم
اخلاقی پیشنهادی در اینجا این دیدگاهها را تلفیق میکند و اخلاق را بهعنوان
امری برآمده از یک نظام پویای چندسطحی مفهومسازی میکند. این با پژوهش فزاینده در
زمینه اخلاق رفتاری همسو است که نشان میدهد چگونه تغییرات به ظاهر جزئی در بافت -
ضربالاجلها، ساختارهای انگیزشی، رفتار همتایان - میتواند بهطور چشمگیری انتخابهای
اخلاقی را، اغلب خارج از آگاهی هشیار، دگرگون کند (بازرمن و تنبرانسل، ۲۰۱۱). بنابراین، رهبری اخلاقی
باید بهعنوان ظرفیت درک، شکلدهی و پیمایش این کل زیستگاه بازتعریف شود.
اکوسیستم اخلاقی چهارلایه
۱. سطح خرد (سازمانی): معماری زیستگاه
درونی
این لایه
بنیادین شامل ساختارهای درونی، فرهنگ و بازیگران سازمان است. این جایی است که ارزشهای
انتزاعی باید عملیاتی شوند.
- بازیگران
و مکانیسمهای کلیدی: هیئت مدیره، مدیران
ارشد، مدیریت، تمام کارکنان. مکانیسمهای کلیدی شامل حکمرانی رسمی (مانند
کمیتههای اخلاق)، آییننامههای رفتاری، کانالهای گزارش تخلف، معیارهای
استخدام/ارتقا، نظامهای مدیریت عملکرد و انگیزش، آموزش و حسابرسی داخلی است.
- رهبری
در این سطح کمتر به موعظه کاریزماتیک و بیشتر به معماری اخلاقی مربوط
است. «لحن رهبری» لازم است اما بدون «نظامهای میانی» و «عملکردهای پایینی»
کافی نیست. یک مدیرعامل ممکن است با شور از صداقت سخن بگوید، اما اگر طرح
پاداش فروش، بدون ضمانت کیفیت یا اخلاق، بهطور قاطعانه درآمد را پاداش دهد،
این نظام بهطور قابل پیشبینی رفتار غیراخلاقی را هدایت خواهد کرد (تنبرانسل
و همکاران، ۲۰۱۰). بهطور مشابه، فرهنگی فاقد ایمنی روانی - جایی که
کارکنان از تلافی برای صحبت کردن میترسند - هشدارهای اولیه تخلف را خاموش
خواهد کرد (ادموندسون، ۱۹۹۹). پژوهشها درباره جوهای کاری اخلاقی، انواع متمایزی
(مانند ابزاری، مراقبتی، قانون-و-مقرره) را شناسایی میکنند که رفتار جمعی را
پیشبینی میکنند (ویکتور و کالن، ۱۹۸۸). بنابراین، رهبری
اخلاقی شامل پرورش یک جو مراقبتی و مبتنی بر قاعده و سختافزاری اخلاق در هر
فرآیند مدیریتی، از راهبرد تا بازبینی عملکرد است.
۲. سطح میانی (صنعتی): پیمایش بومشناسی
بخشی
سازمانها در
درون صنایعی جای گرفتهاند که فشارهای هنجاری و رقابتی منحصربهفردی ایجاد میکنند
و یک بافت مشترک برای همه بازیگران بخش به وجود میآورند.
- بازیگران
و مکانیسمهای کلیدی: رقبا، تأمینکنندگان،
توزیعکنندگان، انجمنهای صنعتی، نهادهای حرفهای، رسانههای بخشمحور و
اعتبار جمعی.
- این
لایه بهعنوان یک میدان نهادی میانی عمل میکند که میتواند
مسابقههای اخلاقی به سمت قله یا قعر را تقویت کند. صنایع اغلب هنجارهای
خودتنظیمی، گواهینامهها (مانند لید[3]
در ساختوساز، تجارت منصفانه در کشاورزی) و مکانیسمهای پاسخ جمعی به بحرانهای
مشترک را توسعه میدهند. مشارکت در این ابتکارات، مانند برنامه مسئولیتپذیری
در صنعت شیمیایی، میتواند استانداردها را در تمام بخش ارتقا دهد. در مقابل،
رقابت شدید کالاشده میتواند کاهش هزینههایی را که ایمنی، دستمزدها یا
مدیریت محیط زیست را به مخاطره میاندازد عادی جلوه دهد. فشارهای همریختسازی
توصیفشده توسط نظریه نهادی - که در آن بنگاهها از همتایان موفق تقلید میکنند
- میتواند بهترین یا بدترین روشها را منتشر کند (دیماگیو و پاول، ۱۹۸۳).
رهبری
اخلاقی در اینجا فراتر از دیوارهای سازمان خود گسترش مییابد تا در
حکمرانی صنعتی مشارکت کند، از استانداردهایی که کف اخلاقی را برای همه
رقبا بالا میبرند و مشروعیت جمعی بخش را حفظ میکنند، حمایت کند.
۳. سطح کلان (اجتماعی/محلی): درگیر شدن با
جامعه بومی
این لایه،
بافت خاص ملی، منطقهای و محلی را تشکیل میدهد که توسط نهادهای رسمی و هنجارهای
فرهنگی غیررسمی تعریف میشود.
- بازیگران
و مکانیسمهای کلیدی: دولتهای ملی/محلی،
سازمانهای نظارتی، دادگاهها، جوامع محلی، سازمانهای مردمنهاد داخلی،
رسانهها، نهادهای فرهنگی و مذهبی و ارزشهای اجتماعی حاکم.
- سه
پایه نهادی اسکات (۲۰۱۴) محسوسترین هستند. استحکام پایه تنظیمی (قوانین،
اجرا)، محتوای پایه هنجاری (استانداردهای حرفهای، انتظارات
اجتماعی) و فرضیات بدیهیپنداشته پایه فرهنگی-شناختی (آنچه
«روش انجام کار» در نظر گرفته میشود) «قواعد بازی» قطعی را ایجاد میکنند.
یک بنگاه فعال در محیطی با فساد بالا و مقررات ضعیف، با وسوسهها و معضلات
اخلاقی بهکلی متفاوتی نسبت به بنگاهی در یک نظام شفاف و مستحکم روبرو است.
برنامههای مسئولیت اجتماعی شرکتها (CSR) اغلب این لایه را هدف میگیرند و
با پرداختن به نیازهای جامعه و کاهش پیامدهای منفی بیرونی (مانند آلودگی،
جابجایی) به دنبال «مجوز اجتماعی برای فعالیت» هستند. رهبری اخلاقی
مستلزم هوشمندی بافتی است - توانایی درک و احترام به
هنجارهای محلی در حالی که به اصول اخلاقی جهانشمول پایبند است و تنش کلاسیک
ادغام-پاسخگویی کسبوکار بینالمللی را پیمایش میکند. شکست در انجام این کار
میتواند به اتهام امپریالیسم فرهنگی یا بدتر، همدستی در سوءاستفادههای محلی
منجر شود.
۴. سطح فراگیر (جهانی): فعالیت در عرصه
فراملی
در یک اقتصاد
جهانیشده، سازمانها بهطور فزایندهای در معرض فشارها و هنجارهایی قرار دارند که
فراتر از هر دولت-ملت واحدی هستند.
- بازیگران
و مکانیسمهای کلیدی: سازمانهای بینالمللی
(سازمان ملل، سازمان بینالمللی کار، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه)، سازمانهای
مردمنهاد جهانی (مانند عفو بینالملل، صندوق جهانی طبیعت)، شبکههای فعال
فراملی، موافقتنامههای چندجانبه (توافق پاریس، اصول راهنمای سازمان ملل در
مورد تجارت و حقوق بشر)، رسانههای جهانی و بازار مالی بینالمللی که
معیارهای ESG (محیط زیستی، اجتماعی و حکمرانی) را اعمال میکنند.
- این
لایه نشاندهنده مرز حکمرانی فراملی است که با ترکیبی از
اقتدار عمومی و خصوصی مشخص میشود. چارچوبهای قانون نرم، مانند اصول راهنمای
سازمان ملل، انتظارات را برای تحقیق اخلاقی حقوق بشری شرکتها در سراسر
زنجیرههای تأمین جهانی تعیین میکنند. شبکههای فعال میتوانند مصرفکنندگان
را در سراسر جهان علیه یک برند بر اساس عملکردها در یک کارخانه تأمینکننده
منفرد بسیج کنند. سرمایهگذاران نهادی، از طریق نهادهایی مانند اصول سرمایهگذاری
مسئولیتپذیر، فیلترهای یکنواخت ESG را
در سبدهای سرمایهگذاری جهانی خود اعمال میکنند. این نیروها همگرایی به سمت
استانداردهای اخلاقی بالاتر و اغلب غربمحور را هدایت میکنند و چیزی را
ایجاد میکنند که مایر (۲۰۰۴) آن را فرهنگ جهانی توصیف میکند. برای شرکتهای
چندملیتی، این امر یک ضرورت قدرتمند برای توسعه سیاستهای جهانی یکپارچه در
مورد مسائلی مانند فساد، کار و انتشارات ایجاد میکند، حتی اگر از الزامات
قانونی محلی فراتر رود. رهبری اخلاقی در این سطح مستلزم توانایی جهانوطنی است
- اندیشیدن و عمل کردن با پاسخگویی جهانی، تشخیص تعهدات نسبت به مشترکات
سیارهای و یک جامعه جهانی از ذینفعان.
تلفیق، تنشها و نقش رهبری
بینش ضروری
این چارچوب، پیوندپذیری پویا و تنش مکرر بین لایهها است. یک
سیاست جهانی حقوق بشر شرکتی (سطح ۴) ممکن
است با روشهای فرهنگی محلی یا اجرای ضعیف قانون (سطح ۳) در تضاد باشد. آییننامههای
اخلاقی داخلی (سطح ۱) میتواند
توسط روشهای سوالبرانگیز صنعتمحور (سطح ۲) تضعیف شود. فروپاشی کارخانه پوشاک
رانا پلازا در بنگلادش در سال ۲۰۱۳
بهطور تراژیک این را نشان داد: برندهای خریدار، آییننامههای شرکتی داشتند (سطح ۱)، اما فشار هزینهای نظاممند
از صنعت پوشاک جهانی (سطوح ۲
و ۴) و
مقررات ناکافی محلی (سطح ۳)،
یک اکوسیستم مرگبار ایجاد کردند.
بنابراین،
نقش رهبر اخلاقی بهطور اساسی بازتعریف میشود. دیگر صرفاً فضیلتمندترین فرد در
اتاق بودن نیست. رهبر اخلاقی هماهنگکننده
و یکپارچهساز در
سراسر اکوسیستم است. این شامل موارد زیر میشود:
۱. ساختمعنا: تشخیص
ریسکها و فرصتهای اخلاقی در تمام چهار لایه.
۲. ترجمه: تبدیل
هنجارهای جهانی و انتظارات ذینفعان به نظامهای داخلی ملموس و اقدامات محلی.
۳. حمایتگری: کار
درون نهادهای صنعتی و با سیاستگذاران برای بهبود محیط تنظیمی و هنجاری.
۴. همراستاسازی: اطمینان
از اینکه انگیزهها، فرهنگ و راهبرد داخلی با استانداردهای اخلاقی مورد تقاضای
اکوسیستم گستردهتر سازگار هستند.
۵. مذاکره: مدیریت
تعارضهای اجتنابناپذیر بین لایهها با شفافیت، اصل و نوآوری.
نتیجهگیری و پیامدها
این مقاله
استدلال کرده است که محدود کردن مطالعه و عمل اخلاق سازمانی به قلمرو رهبری فردی،
از نظر تحلیلی نادرست و از نظر عملی ناکافی است. اخلاق یک پدیده جمعی است که درون
یک اکوسیستم چندلایه از نیروهای خرد، میانی، کلان و فراگیر همتولید میشود. عملکرد اخلاقی یک سازمان معیاری از همراستایی و تابآوری
انطباقی آن در کل این نظام است.
این تغییر
پارادایم پیامدهای مهمی دارد. برای پژوهشگران، خواستار تحلیلهای
چندسطحی بیشتری است که تعاملات بین این لایهها را بررسی کنند و فراتر از مطالعات
موردی منفرد یا نظرسنجیهای تکسطحی حرکت کنند. برای دستاندرکاران و هیئتهای
مدیره، تأکید میکند که ساختن یک سازمان اخلاقی موضوع طراحی نظاممند است -
حسابرسی و همراستایی حکمرانی، راهبرد، فرهنگ و تعامل با ذینفعان در تمام بافتهای
مرتبط. برای آموزگاران، نیاز به آموزش رهبران آینده را نه تنها در
استدلال اخلاقی، بلکه در تفکر سیستمی، تحلیل نهادی و مذاکره فرافرهنگی برجسته میکند.
در نهایت،
نگاه به اخلاق بهعنوان یک اکوسیستم جمعی، رویکردی واقعبینانهتر و مسئولانهتر
را پرورش میدهد. این نگاه، جستوجو برای قهرمانان اخلاقی را با وظیفه فوریتر
ساختن زیستگاههای اخلاقی جایگزین میکند - نظامها و جوامعی که در آن افراد خوب
بهطور مداوم در انجام کار درست حمایت میشوند و جایی که مسئولیت جمعی برای محیط
اخلاقی مشترک ما بهطور گسترده به رسمیت شناخته شده و فعالانه حفظ میشود.
منابع
Bazerman,
M. H., & Tenbrunsel, A. E. (2011). Blind spots: Why we fail to do
what's right and what to do about it. Princeton University Press.
Brown, M.
E., Treviño, L. K., & Harrison, D. A. (2005). Ethical leadership: A social
learning perspective for construct development and testing. Organizational
Behavior and Human Decision Processes, 97(2), 117–134. https://doi.org/10.1016/j.obhdp.2005.03.002
DiMaggio,
P. J., & Powell, W. W. (1983). The iron cage revisited: Institutional
isomorphism and collective rationality in organizational fields. American
Sociological Review, 48(2), 147–160. https://doi.org/10.2307/2095101
Edmondson,
A. C. (1999). Psychological safety and learning behavior in work teams. Administrative
Science Quarterly, 44(2), 350–383. https://doi.org/10.2307/2666999
Freeman, R.
E. (1984). Strategic management: A stakeholder approach. Pitman.
Meyer, J.
W. (2004). The nation as blueprint: The diffusion of human rights, education,
and science. In G. S. Drori, J. W. Meyer, & H. Hwang (Eds.), Globalization
and organization: World society and organizational change (pp. 235–252).
Oxford University Press.
Scott, W.
R. (2014). Institutions and organizations: Ideas, interests, and identities (4th
ed.). Sage Publications.
Tenbrunsel,
A. E., Diekmann, K. A., Wade-Benzoni, K. A., & Bazerman, M. H. (2010). The
ethical mirage: A temporal explanation as to why we are not as ethical as we
think we are. Research in Organizational Behavior, 30, 153–173. https://doi.org/10.1016/j.riob.2010.08.004
Victor, B.,
& Cullen, J. B. (1988). The organizational bases of ethical work
climates. Administrative Science Quarterly, 33(1), 101–125. https://doi.org/10.2307/2392857
[1] bad
apple
[2] bad
barrel
[3] LEED LEED (رهبری در طراحی انرژی و محیط زیست) پرکاربردترین سیستم رتبهبندی
ساختمان سبز در جهان است. LEED که تقریباً برای همه انواع ساختمانها در دسترس است، چارچوبی برای
ساختمانهای سبز سالم، کارآمد و مقرونبهصرفه ارائه میدهد. گواهینامه LEED
نمادی شناختهشده در سطح جهانی از دستاوردها و رهبری در زمینه پایداری است.
نظر دهید